O CANADA !                                        

شرح برنامه های ویژه  ونکوور در روز کانادا  رو توی روزنامه  بخونید.


ساعت دو نیم تماس گرفت و یک ساعت با هم صحبت کردیم . سعی می کنم تمامی سوالاتی که مهم بودن و ممکنه واسه دوستان عزیز پیش بیاد و نکات قابل توجه رو بنویسم ، امیدوارم مفید باشه و یه روز به درد کسی بخوره:نکته اول که از همه چی مهمتره : به محض اینکه شما متوجه می شید قراره باهاتون مصاحبه تلفنی کنن بهتره تمامی نکات مثبت در مورد خودتون و مثالهایی که از کارهای مثبتی که انجام دادید و تجربیات موفقتون رو روی دو سه صفحه کاغذ بنویسید  و همیشه همراهتون داشته باشید که به محض اینکه زنگ زدن به نکات نگاه کنید و بتونید بهترین جواب ممکن رو بدید. من فقط یک ساعت فرصت داشتم نوشته هام رو آماده کنم درضمن تو این فرصت باید ناهار هم می خوردم.

خانمی که تماس گرفته بود اسمش Pat  بود و گفت که تصمیم گیرنده ایشون نیست و خلاصه این مصاحبه رو می بره پیش مدیر استخدام و اونه که تصمیم می گیره یه مقدار در مورد شرکتشون و شغل مورد نظر توضیح داد.

اولین سوالی که پرسید : چرا فکر می کنی این کار مناسب شماست و چه ارتباطی می تونه با سابقه شغلی شما داشته باشه ؟

جواب من : گفتم که نه سال تو این کار بودم و کاملا مرتبط هست البته با توضیحات فنی بیشتر.

  س : بگید که چه تجربیاتی داشتید که تونسته منافعی واسه شرکتتون داشته باشه ؟ و مثال روشن بزنید:

 ج : در زمنیه تعمیرات پیشگیرانه مثال زدم و عددی که تونسته بودیم صرفه جویی کنیم .

س: مقدار آشنایی منو پرسید از دستگاههای کنترلی مکانیکی در سیستمهای تهویه مطبوع.

ج: به چند مورد اشاره کردم.

س: فکر می کنید چه خصوصیتی توی شما هست که خیلی بارزه :

ج: من به شدت مشتاق هستم که با افراد جدید آشنا بشم دستگاه های جدید و نرم افزارهای جدید خیلی منو جذب می کنن. حس کنجاوی به من کمک کرده که بدون طی دوره خاص بتونم نرم افزارهای اتوکد، فتو شاپ و ام اس پراجکت رو خودم یاد بگیرم . مثال زدم ده سال پیش زیمنس یه کنترلر جدید درست کرده بود که من سریع دفترچه راهنماش رو دانلود کردم و تو دو شب 300 صفحه رو ترجمه کردم و دستگاه ش رو خریدم و ازش استفاده کردم بدون هیچ کلاس و دوره ای و روش استفاده از اون رو به همکارام و همکلاسی هام یاد دادم.

س: شخصیت شما چه کمکی تو محیط کار می کنه ؟

ج: گفتم یه مثال غیر کاری می زنم ، من یه گروه تشکیل دادم واسه مهاجرت به کانادا و بچه هایی که از ایران قصد مهاجرت به کانادا رو داشتن دور هم جمع می کردم و با هم تجربیات رو به اشتراک می ذاشتیم و همچنین فایلهامون رو و هر کسی هر چقد می تونست به بقیه کمک می کرد. این باعث شده بود از استرسی که در طی دوران مهاجرت هست کاسته بشه و حس همکاری داشته باشیم.

س: پرسید که شما مدرک مهندسی دارید و حدود ده سال تجربه کاری تو این زمینه . چه چیزی باعث میشه شما حاضر باشید یه کار رو که توی رده مدیریتی نیست قبول کنید و حاضر به انجامش باشید.

ج: من یک ماهه که اومدم کانادا و انتظار ندارم از همین اول یه کار با درجه مدیریتی به من بدن . در ضمن می دونم که مدرک من و تجربیاتم توی کانادا شناخته شده نیست . من باید تلاش کنم که با محیط کار کانادایی آشنا بشم و چیزهای زیادی هست که باید یاد بگیرم.

س: مثال بزن از کارهایی که توی محیط کار قبلی و بدون نظارت مسوولت انجام دادی؟

ج: یه مثال سر هم کردیم و گفتیم. که به دل خودم هم نچسبید ولی شما انتظار اینجور سوالی رو داشته باشید.

سوالات زیاد دیگه ای پرسید که مهمترین هاش همین هایی بود که بالا گفتم . در مورد تخصص من در مجموعه نرم افزار آفیس پرسید. من هم به شوخی گفتم هیچکی نمی تونه بگه کاملا ورد رو کامل بلده انقد آپشن داره. گفتم در سطح بالایی ورد – اکسل – پاورپوینت و ام اس پراجکت رو  بلدم و همیشه برای رفع عیب به همکارام کمک دادم. ولی اکسس رو زیاد وارد نیستم . درمورد سرتیفیکیت هایی که دارم سوال کرد و گفتم که هنرستان رفتم و کاردانی فنی و لیسانس برق و  شروع کردم اسم دوره های کوتاهی که رفته بودم  رو گفتن . انقدر زیاد بود که خودش وسط حرفم پرید و گفت کافیه !

آخرش گفت به نظر خودش خوب جواب سوالاشو دادم ولی ایشون تصمیم گیرنده نیستن و بعدا بهم خبر میدن.

تمامی نوشته های بالا تجربه شخصیه و ممکنه برای همه دوستان صحت نداشته باشه . من مطمئن نیستم که جوابهام درست و بجا بودن. لطفا بیشتر تحقیق کنید و صرفا به این نوشته ها اکتفا نکنید.